از تهی سرشار

 

از تهی سرشار


جویبار لحظه ها جاری ست

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب ، واندر آب بیند سنگ


دوستان و دشمنان را می شناسم من


 زندگی را دوست می دارم


 مرگ را دشمن


 وای ، اما با که باید گفت این ؟ من دوستی دارم


که به دشمن خواهم از او التجا بردن


جویبار لحظه ها جاری...